خسته ام از این کویر،این کویر کورو پیر، این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر، اسمان بی هدف، بادهای

بی طرف،

ابرهای سربه راه،  بیدهای سر به زیر،  این نظاره ی شگفت، ای نگاه ناگهان، ای هماره در نظر،  ای هنوز

 بی

نظیر،  آیه آیه ات  صریح، سوره سوره ات فصیح، مثل خطی از هبوط، مثل خطی از کویر، مثل شعر ها

ناگهان،

 مثل گریه بی امان، مثل لحظه های وحی، اجتنبا ناپذیر، ای مسافر غریب از دیار خویشتن، با تو اشنا

شدم،  با تو

در همین مسیر، از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی دیدمت ولی چه دور، دیدمت ولی چه دیر،  این تویی

دران

طرف پشت میله ها رها، این منم در این طرف پشت میله ها اسیر، دست خسته ی مرا مثل کودکی

بگیر...      

  با خودت مرا ببر، خـــــستـــه ام از ایـــــــــن کــــــویـــــــر